درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
نژاد
نژاد مردم روستای دهرود و کردوان استان بوشهرو...




مراکز تاریخی و دیدنی قلعه تاریخی بوشهر (عمارت ملک) از اماکن دیدنی این شهر می‌توان به مراکز ذیل اشاره نمود: تندیس شیخ حسین خان چاه کوتاهی ریشهر آب انبار قوام خانه قاضی عمارت دهدشتی مدرسه گلستان بافت شهر بوشهر خانه قاضی امامزاده عبدالمهیمن عمارت کلاه‌فرنگی بوشهر عمارت گلشن کلیسای ارامنه گریگوری گورستان مهاجمین انگلیسی قبر جنرال عمارت کوتی مدرسه سعادت ریشهر عمارت ملک بوشهر آرامگاه اصفهانی معبد خدا دریا کلیسای مسیح مقدس قلعه هلندی‌ها کنیسه یهودیان قبرستان انگلیسی‌ها عمارت حاج رئیس بوستان‌ها ردیف مهمترین‌ها ۱ بوستان مرجان ۲ بوستان مروارید ۳ بوستان لیان ۴ بوستان خلیج فارس ۵ بوستان شغاب موزه‌ها موزه مردم شناسی بوشهر. ردیف عناوین ۱ موزه باستان شناسی ۲ موزه مردم شناسی بوشهر ۳ موزه دهدشتی ۴ موزه دریا و دریانوردی خلیج فارس ۵ موزه تاریخ طبیعی www.wikipedia.org

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 22:22 ::  نويسنده : سمانه علیپور
مداحان بوشهری نقش ارزنده‌ای در روایت حماسه بزرگ عاشورا و انتقال آن به نسل‌های امروزی داشته‌اند که می‌توان از آقایان حاج عبدالحمید دشتی فرد (ناخدا)، حاج مصطفی گراشی، مرحوم جهانبخش کردی زاده (بخشو) و... یاد کرد و شاعرانی همچون: مرحوم سید جواد عین الملک، سید محمد هاشمی فرد (ساجد)، محمود موجی و... نام برد. شاعران و مداحان این دیار قرن هاست که با سروده‌ها و نوای توحیدی خود پیام و خاطره نهضت عاشورا را در اذهان زنده نگهداشته‌اند. در عزاداری مردم بوشهر به واقعه بزرگ کربلا از زاویه‌های گوناگون پرداخت شده و در آن‌ها حماسه دشت نینوا، مظلومیت اهل بیت (ع) و قساوت یزید و یزیدیان به زیبایی هر چه تمام عرضه شده‌است. بوشهر یکی از مهم ترین کانون‌های عزاداری عاشورای حسینی در ایران محسوب می‌شودو همه ساله پذیرای گردشگران بسیاری از اقصی نقاط ایران در ماه‌های محرم و صفرمی باشد. سینه‌زنی سنتی بوشهر برای همگان شناخته شده‌است، دسته‌های سینه‌زنی از دایره‌های متفاوتی تشکیل شده و سبک و سیاق خاص خودش را دارد به طوری که از دور کُند شروع و به دور تند ختم می‌شود. نوحه‌هایی که در مراسم عزاداری خوانده می‌شود باید با حرکات دست و پا همخوانی داشته باشد از این رو افراد مجرب، حلقه‌هایی درونی دسته‌های سینه‌زنی را تشکیل داده که شکلی منحصر به فرد دارد و بیشتر از اشعار غزل در آنها استفاده می‌شود، لذا اشعار نوحه نیز باید بر اساس دستگاه چهارگاه باشد. در پایان مراسم سینه‌زنی که برخی آن را «یزله» و یا «حیدری» می‌نامند که ریتم تندی دارد و جوانان با شرکت در آن، احساسات خود را تخلیه می‌کنند. در این مراسم، افراد با گرفتن کمر یکدیگر، همگی در یک ستون قرار گرفته و سعی می‌کنند حرکاتی شورانگیز داشته باشند. مراسم سینه‌زنی در بوشهر بر عکس تمام شهرهای ایران که در آن مردم به صورت دسته‌جمعی در خیابان‌ها حضور دارند بیشتر در مساجد متمرکز است. برای دانلود مراسم صوتی و تصویری از عزاداری سنتی بوشهر می‌توانید به ویلاگ عزاداری سنتی بوشهر(www.matamdaran.ir) رجوع کنید. www.wikipedia.org

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 22:13 ::  نويسنده : سمانه علیپور
محله‌های دهدشتی، شنبدی، کوتی و بهبهانی چهار محلهٔ قدیمی بندر بوشهر هستند. از دیگر محله‌های این بندر می‌توان از صلح‌آباد، جُفره، جفره علی‌باش، جفره ماهینی، سنگی، شکری (بهشت صادق)، باغ زهرا، جبری، شغاب، کوی فرهنگیان، عالی‌آباد، رونی، سبزآباد، جلالی، مخ بلند، دواس، تل کوتی، بن مانع، عسلو، هلالی، نیدی، خواجه‌ها، دستک، ریشهر، امام‌زاده، سرتل، تنگک (شمالی، وسطی، جنوبی)، تنگک غریب، تنگک محمد جعفری (رئیس)، تنگک زنگنه، نیروگاه اتمی، هلیله، بندرگاه، دروازه، چاه‌کوتاه، آب طویل، توحید. محلات سنتی ساحلی یا قطب‌های صیادی محلی که در دو قسمت شرق و غرب بوشهر قرار دارند، شامل محلات جفره (مفگه)، صلح‌آباد و جبری می‌گردد. و نیز محلات جنوبی تنگک غریب به دیگر نام تنگک صفری و نیز تنگک اول، تنگک محمدجعفری به دیگر نام تنگک رئیسی و نیز تنگک دوم، تنگک زنگنه به دیگر نام تنگک سوم. همچنین پایگاه ششم شکاری از مراکز مهم نظامی بندر بوشهر می‌باشد. محله‌های شهر بوشهر دهدشتی، شنبدی، کوتی و بهبهانی، صلح‌آباد، جُفره، جفره علی‌باش، جفره ماهینی، سنگی، عاشوری، شکری (بهشت صادق)، هلالی، باغ زهرا، جبری، شغاب، کوی فرهنگیان، عالی‌آباد، ستم‌آباد، ظلم‌آباد، بهمنی، رونی، سبزآباد، پودر، جلالی، مخ بلند، دواس، تل کوتی، بن مانع، نیدی، خواجه‌ها، دستک، ریشهر، امامزاده، رایانی، سرتل، تنگک (شمالی، وسطی، جنوبی)، تنگک غریب، تنگک محمد جعفری (رئیس)، تنگک زنگنه، نیروگاه اتمی، دروازه، توحید با توجه به اینکه در پارسی باستان حرف «ل» وجود نداشته و به جای آن از حرف «ر» استفاده می‌شده‌است لذا لیان باید ریان تلفظ می‌شد و این معنی ری و منسوب به ری را می‌داده‌است و مزامبریا یعنی انبار ماهی یادآور نام بندر معشور (ماهی شهر) است نه بوشهر. wikipedia.org

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 22:10 ::  نويسنده : سمانه علیپور
میانگین دما در تیرماه (گرم‌ترین ماه سال) ۳۳ درجهٔ سانتی‌گراد، در دی‌ماه (سردترین ماه سال)، ۱۴ درجهٔ سانتی‌گراد، در فروردین‌ماه ۲۰ درجهٔ سانتی‌گراد و در مهرماه ۲۸ درجهٔ سانتی‌گراد می‌باشد و میانگین سالانهٔ دما ۲۵ درجهٔ سانتی‌گراد است. www.wikipedia.org

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 22:07 ::  نويسنده : سمانه علیپور
بندر بوشهر در بخش مرکزی استان بوشهر، در ارتفاع ۱۸ متری از سطح دریا و در منطقهٔ ساحلی خلیج فارس واقع شده و آب و هوای نیمه بیابانی گرم دارد. این شهر از سمت شمال، غرب و جنوب به خلیج فارس محدود شده‌است.

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 22:04 ::  نويسنده : سمانه علیپور

بندر بوشهر به جهت قدمت تاريخي و مهمتراز آن به سبب بندر بودن كه در دوران گذشته يكي از محدود راههاي ارتباطي ايران با تمدنهاي ديگر محسوب مي گرديد و هرگونه مراوده فرهنگي نيز از همين راه ميسر گرديده بود ، توانست از اولين شهرهاي ايران باشد كه تمدن جديد را پذيرا شده و داراي مراكز تعليمي و علمي و فرهنگي از جمله يكي از قديمي ترين سينماهاي كشور را دارا باشد. همچنين از اولين شهرهايي باشد كه مدرسه به شكل جديد در آن شكل گرفت كه شرح مختصري از چگونگي تاسيس اين مدرسه چنين است . در سال 1310 هـ . ق احمدخان دريابيگي به حكمراني بوشهر و بنادر و جزاير خليج فارس و عمانات منصوب گرديد ، وي براي ايجاد سيستم جديدتربيتي كمكهاي مؤثر مادي و معنوي به شيخ محمد باقر بهبهاني نمود و ضمن نامه اي به وزارت معارف درخواست اعزام مدير جهت اداره مدرسه به شكل جديد كرد. وزير معارف وقت مرحوم شيخ محمد حسين سعادت را كه عضو انجمن فرهنگي تهران و مردمي اديب ودانشمند بود در اوايل ذيقعده 1317 هـ ق به بوشهر اعزام داشت . سعادت به اتفاق برادرش شيخ عبدالكريم سعادت به بوشهر وارد و مدرسه را تحويل گرفت . از اين تاريخ به بعد مدرسه به نام سعادت (( سعادت مظفري )) ناميده شد . پسوند مظفري بعد از سعادت ابتكار احمدخان دريابيگي به منظور گرفتن كمكهاي نقدي از مظفر الدين شاه قاجار بود.

مقدمات كاربا ايجاد يك باب ساختمان به كمك اهالي و احمدخان دريابيگي فراهم گرديد اهالي بوشهر كه در ابتدا از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداري مي كردند بمرور اولاد خود را به مدرسه سعادت فرستادند بطوري كه در پايان سال 1318 هـ . ق تعداد شاگردان مدرسه به 350نفر بالغ گرديد.دريابيگي بنا به تقاضاي مسئولان مدرسه در صدد احداث ساختمان مدرسه در بيرون شهر برآمد و دو هكتار زمين از اراضي ملك التجار كه به حاج معين التجار بوشهري واگذار شده بود ، گرفت و شالوده ساختمان مدرسه اي مشتمل بر شش كلاس بزرگ ، يك سالن ،‌ چهار راهرو وساير اتاقهاي مورد لزوم را فراهم كرد. تجار ودانش پژوهان در اين امر خيـر شركت كرده و با پرداخت وجه و اعانه ، كار ساختمان آغاز گرديد. احمدخان دريابيگي كه مدرسه را به نام مظفر الدين شاه ناميده بود . تلگرافي از وي تقاضاي كمك نقدي نمود ، مظفرالدين شاه مبلغ هزار تومان توسط اداره گمرك بوشهر براي قسمتي از هزينه هاي احداث مدرسه حواله كرد. هنوز بناي مدرسه تمام نشده بود كه احمدخان دريابيگي از حمكراني بنادر منفصل و به تهران احضار گرديد. 

در اين زمان گمركات بنادر به سرپرستي ماموران بلژيكي درآمد و مرحوم عبدالحميد خان متين السلطنه ، مترجم بلژيكي مدير گمركات بنادر خليج فارس و پسر او مرحوم ميرزا يانس ارمني كه مردي فرهنگ دوست بود به معاونت گمرك منصوب شـــد وي كه از وضع مدرسه آگاهي يافت عده اي از بزرگان تجار را دعوت و براي بقاي مدرسه و تعيين بودجه آن سخن گفت . سرانجام تا به پيشنهاد مرحوم ميرزا يانس مقرر گرديد از واردات اجناس به گمرك ، عدلي يك شاهي (يك بيستم قران ) و از اجناس صادره ، عدلي نيم شاهي به عنوان اعانه بطورمستمر به مدرسه پرداخت گردد.در سال 1325 هـ ق مرحوم احمدخان دريابيگي بار ديگر به امر محمد علي شاه قاجار حكمران بنادر و جزاير خليج فارس شد و به بوشهر آمد . حدود 2 سال به حكمراني بنادر پرداخت و از مدرسه سعادت كه بنيان گذار آن بود سرپرستي مي كرد و از خودش و ديگران براي اتمام ساختمان مدرسه همراهي و كمك كرد. در اين هنگام خانهاي دشتي و دشتستان كه ترفيات علمي و فضايل معنوي دانشجويان مدرسه سعادت را مشاهده نمودند مايل وخواستارشدند فرزندان خود را براي تحصيل به بوشهر بفرستند ، ولي ازآنجال كه حكمرانان بنادر به بهانه يا به واسطه ندادن حق حساب به فرمانرايان و كارگذاران دولت اولاد خانها را گرو مي گرفتند از اعزام فرزندان خود به بوشهر به منظور تحصيل در مدرسه سعادت استنكاف ، هئيت مديره مدرسه به وزارت علوم و معارف عريضه اي به دربار قاجاريه فرستادند و تقاضاي صدور حكم عموميت گرو كشي فرزندان خانها كه براي تحصيل به بوشهر مي آيند صادر كرد. پي از مدتي دربار محمدعلي شاه حكم و فرماني به نام مرحوم دريابيگي حكمران بنادر صادر كرد.

پس از ابلاغ فرمان مذكور از تنگستان يك نفر از نوه هاي باقرخان تنگستاني به نام محمد باقراز بلوك انگالي دو نفر از فرزندان احمدخان انگالي و يك يا دو نفر از فرزندان شيخ حسين خان چاكوتاهي به مدرسه سعادت آمده به تحصيل سواد و تربيت و فضيلت پرداختند.مرحوم شيخ محمد حسين سعادت مدت پانزده سال رياست مدرسه را به عده داشت . پس از وي عبدالكريم سعادت به رياست مدرسه انتخاب شد . با سعي و كوشش وي كتابهاي درسي مدرسه سعادت ، در تمام مدارس بنادر خليج فارس ، خرمشهر و اهواز تدريس مي شد و تعدادي ازكتابهاي مزبور به وسيله شيخ بهجت العلماء مدير روزنامه معارف به تهران فرستاده شد. شيخ عبدالكريم سعادت به پاس اين خدمات ارزنده در سال 1329هـ ق از سوي وزارت معارف به رياست معارف و فرهنگ بوشهر منصوب شد . 

در حدود سال 1323 هـ ق كتابخانه ملي بوشهر به همت مردم خيرخواه و فرهنگ دوست مردم بوشهر تاسيس گرديد . روز نامه معارف در شماره 60 به تاريخ 28 شوال 1324 برابر با پنجم دسامبر 1907 م در اين باره مي نويسد :
تقريباً مدت يك سال يامقداري بيشتر در بوشهر كه از بنادر معتبر ايران است يك باب كتابخانه به همت جمعي از نيك مردان خيرخواه تاسيس و افتتاح يافته و مقدار زيادي از كتب مفيده و جرايد نافعه در آنجا موجود است و افراد بي بضاعت بومي و سياحان و مستطرفين به سهولت مي توانند از آنجا كسب علوم و اخبار و اطلاعات بنمايند.شهر بوشهر يكي از قديميترين شهرهايي است كه صاحب سينما گرديد و در زمانهاي مختلف داراي حداقل 3 سينما بوده ولي در حال حاضر فقط دو دارد که یک سينما زير نظر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است و دیگری یعنی سینما بهمن با داشتن سه سالن مجزا برای پخش ، مستقل می باشد ، فعال البته نمايش هايي بصورت ويدئو پروجكشن در چند مركز از جمله كانون فيـــــــلم وابسته به ارشاد انجام مي گيرد.اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي در هر شهرستان حداقل يك فرهنگسرا را دائر نموده و از همين فرهنگسراها جهت برگزاري نمايشگاههاي آثار هنرمندان و همچنين سالن هاي تئاتراستــــــــــفاده مي گردد. البته در شهرستان بوشهر دو سالن تئاتر بصورت دائمي و 3 سالن بصورت فصلي مورد استفاده هنرمندان تئاتر قرار مي گيرد.

منبع:http://dirinerooz.blogfa.com



سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 22:03 ::  نويسنده : سمانه علیپور
بنای بوشهر را به اردشیر ساسانی نسبت داده‌اند. ولی بوشهر کنونی که تاریخچه ۳۰۰ ساله دارد را «ابومهیری» پسر شیخ ناصرخان آل مذکور (ناخدا باشی کشتی‌های نادرشاه و بنیان گذار خاندان آل مذکور) در سال هزاروصدوپنجاه قمری (۱۱۱۴ش/ ۱۷۳۵م) پایه‌گذاری کرد، علت تاسیس این شهر به دلیل این بود که نادر شاه می‌خواست بندری در جنوب بسازد و همچنین نیروی دریایی را تاسیس کند. این بندر چنان پر رونق شد که به عنوان رقیب بزرگی برای بندر بصره به حساب می‌آمد. این شکوفایی تجاری تا آنجا پیشرفت که «حاج محمد شفیع» اجازه چاپ و نشر اسکناس رایج بوشهر را به دست آورد و این امتیاز تا برقراری بانک شاهی، در بوشهر باقی بود. بندر بوشهر از اولین مراکزی بود که دارای صنعت چاپ سنگی شد و همچنین بعدها در صنعت یخ سازی و برق پیشرو بود، مردم این شهر از اولین مردمان ایران بودند که با نشریات و مجلات آشنا شدند از اولین نشریات بوشهر می‌توان به روزنامه‌های مظفری. خلیج ایران و ندای جنوب اشاره کرد، همچنین به دلیل رونق و موقعیت خاص اولین نمایندگی‌های شرکتهای تجاری و کنسولگری دولت‌های خارجی از جمله بریتانیا، آلمان و روسیه و امپراطوری عثمانی در این شهر دایر شد ولی این رونق با توسعه راه آهن به خرمشهر منتقل شد. جبههٔ ساحلی بافت قدیم بوشهر در سال ۱۳۷۸ تحت شمارهٔ ۲۳۶۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. منظرهٔ شهر آمیزه‌ای از رنگ‌های سفید، زرد و قهوه‌ای است. بافت شهر بوشهر از حدود هفتاد سال پیش یعنی پس از جنگ جهانی اول رونق خود را از دست داده و مصالح مورد نیاز آن که از آفریقا و هند تأمین می‌شده کم‌تر در دسترس بوده و ساکنین اصلی شهر شروع به ترک آن و مهاجرت به سایر نقاط کشور کرده‌اند. پس از جنگ دوم جهانی این مساله شدت گرفته و پس از انقلاب اسلامی نیز با تخریب بیش از یک چهارم این بافت توسط ادارهٔ بندر سیر صعودی این مهاجرت و تخریب شدت چند برابر یافته و هم اکنون به صورت نیمه ویرانه‌ای درآمده‌است. www.wikipedia.org

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 22:00 ::  نويسنده : سمانه علیپور
بنای بوشهر به اردشیر ساسانی نسبت داده شده و نام اصلی آن «رام اردشیر» بوده‌است. گفته می‌شود که «رام اردشیر» به مرور زمان به «ریشهر» تبدیل شد. به نظر می‌رسد که بوشهر تحریف شده ریشهر- همان شهر قدیمی است. در عصر هخامنشی از تمدنهای بزرگ در ایران تمدن لیان بوده‌است که برخی به اشتباه نام آن را از نام‌های بوشهر می‌دانند. هم اکنون نام خیابانی در بازار بوشهر به همین نام است طبق آثار کشف شده در منطقه باستانی هلیله و ریشهر نام این سرزمین ژرمانسیکا بوده‌است. همچنین در آثار باستانی شوش از این بندر نام برده شده‌است. در زمان اسکندر نام آن به موزامبری تغییر یافت. نام دیگر اباشهر در زمان اردشیر بابکان به معنی شهر بابک و بعد از آن بوشهر به معنای شهر پایین بدلیل اختلاف سطحی که با ریشهر داشته‌است. www.wikipedia.org

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 21:56 ::  نويسنده : سمانه علیپور
بندر بوشهر دربارهٔ این پرونده آوایش راهنما·اطلاعات یکی از شهر‌های استان بوشهر و مرکز استان بوشهر از استان‌های جنوب غربی ایران است. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶۱٬۶۷۴ نفر بوده‌است. بندر بوشهر در بخش مرکزی استان بوشهر، در ارتفاع ۱۸ متری از سطح دریا و در منطقهٔ ساحلی خلیج فارس واقع شده و آب و هوای نیمه بیابانی گرم دارد. این شهر از سمت شمال، غرب و جنوب به خلیج فارس محدود شده‌است. نام بوشهر در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «رام اردشیر»، «ابوشهر»، «لیان» و «ریشهر» به ثبت رسیده‌است. بیشتر مردم بوشهر به زبان فارسی تکلم می‌کنند. بندر امروزی بوشهر را نادرشاه افشار در ۱۷۳۶ میلادی رونق دوباره بخشید. نام این محل پیش از آن ریشهر بود. بندر بوشهر به خاطر عواملی مانند صیادی، وجود نیروگاه اتمی، کشتی سازی و صادرات از این بندر رونق اقتصادی گرفته‌است. هم اکنون ۱۸ اسفند سالروز تأسیس مدرسه سعادت روز بوشهر نام گرفته شده است.

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 21:54 ::  نويسنده : سمانه علیپور
محل زندگی طوایف کرد مهاجر در استان های ایران جغرافی‌دانان و مورخان اولیه، گروه‌های صحرانشین و نیمه‌صحرانشین ایرانی را نیز به عنوان کلی اکراد ذکر می‌کرده‌اند و منظور آن‌ها لزوماً مردمان کردنژاد نبوده بل‌که همه چادرنشینان و گله‌داران ایرانی غیر عرب و غیر ترک را به همین نام می‌خواندند. طوایف کرد البرز مرکزی گیلان شهرستان رودبار و پیرامون ( شهرستان طارم، رودبار الموت، شهرستان سیاهکل و شهرستان تنکابن ) کانون کردنشین استان گیلان شمرده می شود؛ در نتیجه تیره های بزرگ کرد زبان به ویژه عمارلو در سرتاسر این نواحی حضور انبوه دارند. از کنفدراسیون عمارلو تیره های زیر در شهرستان رودبار می زیند: در بخش عمارلو شهرستان رودبار: عمارلو، قبه کرانلو، استاجلو، بیجانلو، بیشانلو، شمخانلو در بخش مرکزی شهرستان رودبار (رحمت آباد): برامکله، حاتمی، پیراصلو، عمارلو در بخش مرکزی شهرستان رودبار (گلوگاه): بهتویی، ولی یاری، باجلانی، چمشگزک و کلهر و رشوند زنجان تا منطقه تاکستان قزوین زعفرانلو، ارامانلو، کیوانلو، قراچورلو، عمارلو، شادلو، باوه نور و.... قزوین طایفه چگنی، جلیلوند، مافی، رشوند، کاکاوند، باجلانی، پاپلی، قیاسوند، کرمانی، ولی یاری و.. کردهای منطقه تاکستان قزوین و (زنجان): زعفرانلو، ارامانلو، کیوانلو، قراچورلو، عمارلو، شادلو، باوه نور و.... کردهای مازندران جهان بیگلو، ملانلو، دراره ده ساری: عبدالملکی و...، تیره‌های کلبادی، مسگر، اشکارگر، خواجه وند، در کلارشتاق شرف وند، کجور: طایفه لک، طایفه‌های قیاسوند، اصانلو، ایرانلو. کردهای گرگان: طایفه‌های حسنوند، کاکاوند، طایفه‌های کرد در کرد کوی: زعفرانلو، کاکاوند، جهانبگلو، عمرانلو، دوانلو، سپانلو، منوچهرلو، عرب خویشانلو، حسینلو، طایفه‌های کرد زیدی، باباکردی، کتولی و... طوایف کرد در غرب ایران کردهای آذربایجان غربی: کردهای ماکو و خوی: ایل میلان، خلکانی، ایل جلالی، حیدرلو، و کره سنی و مامش طایفه‌های ایل شکاک در سلماس، بیگ‌زاده در غرب ارومیه و... کردهای منطقه نقده : ایل زرزا ایل هرکی، ایل سادات کردهای منطقه پیرانشهر: پیران، مامش و منگور کردهای منطقه مهاباد : ایل‌ها و طایفه‌های دهبکری، منگور، گورک، عثمان بیگی،و... کردهای منطقه سردشت : ایل‌ها و طایفه‌های باسک کوله، بریاحی، پیشدری، کلاسی و ایل مکری و... کردهای منطقه مرکور و ترکور ایل هرکی کردهای کردستان: کردهای بانه : طایفه‌های شهیدی، بهرام بیگی، احمدی، توکلی، لطف الله بیگی و... کردهای منطقه سقز : فیض الله بیگی، گورک، تیله کوهی، جاف، سقز، کلالی و... کردهای منطقه سنندج : طایفه‌های اردلان سنندجی: حبیبی، کلماسی، زند، آصف، اردلان، شاه ویسی، بابان، وکیل. صادق وزیری مسعود وزیری، معتمد وزیری، آصف وزیری، مردوخی و... کردهای منطقه کامیاران: طایفه‌های کمانگر، لطف الله بیگی، شهیدی، کشککی احمدی. کردهای کرمانشاه: ایل‌ها و طایفه‌های : زنگنه، سنجابی، کلهر، گوران،قلخانی" قبادی، چوپان، کاوه، باباخانی، ولدبیگی، مصطفی سلطانی، کانی سانی. کردهای منطقه جوانرود : ایناخی ،کلاشی، میر عبدلی،تایجوزری،ولدبیگی، رستم بیگی، باباخانی و... کردهای ایلام: ایل ارکوازی، ایل کرد، ایل ملکشاهی، شوهان، ایل خزل، کلهر و طوایف علی شروان، دهبالایی، ریزه وند و زرگوش. کردهای لرستان: ایل و طایفه‌های حسنوند، کاکاوند، کولیوند، یوسفوند، دلدوند، تاج وند، مظفروند، باریکوند. کردهای همدان تا ملایر: طایفه‌های زنگنه، زند، لک و بهتونی (بتونی) و... طوایف کرد در ایران مرکزی کردهای دماوند و خوار و ورامین: طایفه‌های کردبچه، جاوان (جابان)، شادلو، زعفرانلو، ، ایزانلو، . کردهای استان سمنان(در شاهرود): چگنی، رشوند. کردهای گرمسار شامل دو طایفه شادلو و قراچورلو می باشند. تاریخ استقرار آنها به سال ۱۰۰۶ هـ.ق که حرکت تاریخی کرد از جنوب قفقاز به آذربایجان و از آنجا به خوار و ورامین و از آنجا به خراسان انتقال یافته اند، می رسد. برخی از قراچورلوها و شادلوها درخوار و ورامین اسکان یافته اند. کردها در روستاهای حسین آباد کردها، علی آباد، قلعه خرابه و جلیل آباد ساکنند. مسعود کیهان در سال ۱۳۱۱ هـ .ش تعداد آنها را ۱۲۰ خانوار نوشته است. طوایف کرد در جنوب ایران کردهای خوزستان و چهارمحال و بختیاری: طایفه‌های کرد و کرد زنگنه در نواحی باغ ملک که امروز به گویش بختیاری تکلم می کنند. [۲][۳] کردهای استان فارس : در تاریخ نام بیشتری از آنها بوده و امروزه تنها در برخی روستاهای توابع کازرون مانند عبدو[۶] و کرون[۶] باقیمانده اند. زبانشان حالتی میان فارسی و کردی دارد اما ویژگیهای زبان کردی و اصطلاحات کردی در میانشان رایج است. برخی از طوایف کوهمره سرخی نیز کرد تبار می باشند که زبانشان ویژگیهای زبان کردی را دارا است. [۷] در حال حاضر در استان فارس، گروهی از کردها زندگی می کنند که خود را کرونی می نامند این گروه در حدود ۱۰۰۰ خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می کنند. سه روستا صد در صد کرد و ۱۱ روستای مشترک با فارسها. اینها به زبان کردی کرمانشاهی صحبت می کنند. ۱۷ خانوار از کردهای شیراز هنوز کوچ روی می کنند. در لارستان فارس ۱۰ هزار نفر کرد هستند که پیرو مذهب اهل سنت شافعی بوده اند. [۸] از طایفه‌های کرد پارس، که نام آنان در متون قرون اولیه اسلامی درج شده، برخی تاکنون پابرجا هستند. طایفه‌های شش گانه سرخی (سهری و سهرکیه مندرج در متون فوق) و مهرکی و بککی، که در منطقه کوهمره سرخی می‌زیند، بازماندگان «اکراد پارس» عهد ساسانی اند. کردهای کرمان: طایفه‌های بامری در جبال بارز، لک در پاریز، خواجوینی (خواجه وند) و افشارقاسملو (قاسم اولادی). ردپای کردهای کرمان تا کهنوج و بم هم دنبال شده است. مهنی ها در سیرجان و رفسنجان هستند؛ در دامنه کوههای بارز. کردهای استان بوشهر:ایل زنگنه استان کرمانشاه در مرکز وشمال این استان واقع شده اند. طوایف کرد شرق ایران کردهای بلوچستان: طایفه‌های سهراب زایی، مصطفی زایی، میرابلوچ زایی، گدازایی، شه کرم زایی، الله رسان زایی، جمال زایی، کمال خانی زایی، علم خان زایی، درزاده، غلام رسان زایی، شهدادزایی، سید خان زایی، سالار زایی، علما خان زایی، میریحیا زایی، مرادزایی، گل محمود زایی، ناگزی زایی شهمراد زایی، گنگدازایی، بولگاک زایی، متیم زایی، عجب زایی، کرم زایی، ناروزایی.[نیازمند منبع ] کردهای خراسان: در استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به زبان کردی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. مردم کردتبار[نیازمند منبع] این مناطق بنا به روایت تاریخ از ایل افشار هستند که در زمان شاه عباس از منطقه غرب دریاچه اورمیه به این نواحی برای محافظت از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.[۵] طوایف زعفرانلو، ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، بچاوند، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند، کاوانلو در رادکان، دوانلو در مزوج و بجنورد، عمارلو در نیشابور، ایزانلو و عمرانلو در شیروان، شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو در قوچان، پالکانو در جیرستان، پهلوانلو در باجگیران، توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، زیدانلو در قوچان و بجنورد و درگز، سیوکانلو در اوغار، کم کیلانلو در باجگیران، سپرسپرانلو در جیرستان، شهرانلو، دولت خانی و شیخکانلو در اوغار و چناران و قاسملو در اسفراین در درگز، طایفه‌های شیخوانلو، باچوانلو، قراچورلو، زیدانلو، مادانلو (بادانلو)، کیکانلو، پالکانلو، کیوانلو، زنگنه، تورانلو، دوله شانلو، ارتکانلو، بریوان لو، چگنی، صوفیانلو، بادلو، کپکانلو، گوشانلو، گیلانلو و... کلات: اردلان، شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو و... ایل‌ها و طوایف دیگری را می‌توان نام برد که در سراسر ایران پراکنده‌اند، که یادآوری آنها نیز بتدریج صورت میگیرد. توپکانلوها یکی از گروههای کُرد پراکنده در استان خراسان هستند که خود را (توپان) می‌نامند و توپان را واژه‌ای کردی به معنای انبوه جمعیت یا درخت می‌دانند. برخی این معنا را به سبب پرجمعیت‌ بودن توپکانلوها در میان عشایر خراسان دانسته‌اند. [۹] این احتمال وجود دارد که چون این ایشان در صنعت سر رشته داشته اند توپچی، توپ‌های جنگی بوده اند. بنابر شواهد تاریخی خاستگاه اصلی توپکانلوها به احتمال قوی مناطق غرب ایران و کردستان بوده است. آنها نیز مانند دیگر گروههای کرد خراسان به تدریج در دورهٔ حکومت شاه اسماعیل اول (۹۰۷-۹۳۰ق/۱۵۰۱-۱۵۲۴م)، شاه عباس اول صفوی (۹۹۶-۱۰۳۸ق/۱۵۸۸-۱۶۲۹م) و نادرشاه افشار (۱۱۴۸-۱۱۶۰ق/۱۷۳۵-۱۷۴۷م) برای مقابله با ترکمنها و ازبکها به‌ سرحدات شمال شرق کشور کوچانده شدند. [۱۰] و در نواحی چکنه، مشهد، جوین، نیشابور، دشت تقی، درگز، قوچان، شیروان، سرخس، اسفراین و بینالود استان خراسان اسکان یافتند . درگذشته شمار بسیاری از توپکانلوها کوچنده بودند و میان نواحی ییلاقی دامنهٔ کوههای شاه‌جهان و آلاداغ، حاشیهٔ رودخانهٔ اترک و نواحی اطراف مراوه تپه و نواحی قشلاقی اطراف سرخس، کشف‌رود و مزدوران کوچ می‌کردند . ایوانف که در اوایل سدهٔ ۲۰م در میان کردهای خراسان بوده است، از گستردگی کوچ توپکانلوها و اتحاد و همبستگی آنها در کوچ اظهار تعجب می‌کند و می‌گوید: کوچ توپکانلوها که چند هفته در مسافتی طولانی طول می‌کشید، بیشتر بدون پیشامدهای ناگوار و دزدی خاتمه می‌یافت . امروزه بیشتر توپکانلوها یکجانشین شده‌اند و در روستاها و شهرها اسکان یافته‌اند، اما شمار اندکی از آنها هنوز میان دهستانهای شهرستانهای اسفراین، بجنورد، برد اسکن، چناران، درگز، سبزوار، سرخس، شیروان، طبس و... استان خراسان ییلاق و قشلاق می‌کنند (سرشماری، جمعیت، ۵۴-۷۱). زبان مادری توپکانلوها مانند گروههای دیگر کرد خراسان، کردی، و احتمالاً از دستهٔ گویشهای مُکری بوده است. درآمیختگی و همزیستی کردهای خراسان با همسایگان ترک و ترکمن در چند صد سال گذشته، سبب شده که بسیاری از عناصر فرهنگ کردی گروههای قومی کُرد، از جمله زبان، جایش را به زبان و فرهنگ ترک و ترکمن بدهد؛ از این‌رو ایوانف شناسایی هویت کردهای خراسان را مشکل دانسته است و آنها را ترک‌زبانان یا ترکمن‌شده‌هایی می‌داند که رفته رفته هویت کردی را از دست می‌دهند. [۱۱] ایل افشار که در بالا اشاره شده از ترکان افشار اورمی هستند که توسط نادر شاه افشار در تاریخ ۱۱۴۲ ه.ق به ریاست کوسه احمدلوی افشار ارومی از شهر اورمیه کوچ داده و در منطقه ابیورد خراسان ساکن شده اند اینها اصالتاً از ترکان افشار اورمیه می باشند[۱۲] منابع ↑مصطفی تقوی مقدم در کتاب تاریخ سیاسی کهگیلویه، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۷۷ ↑

سه‌شنبه 10 بهمن 1391 :: 00:53 ::  نويسنده : doctor kamyab

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران