|
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید موضوعات
آخرین مطالب پيوندها نويسندگان نژاد نژاد مردم روستای دهرود و کردوان استان بوشهرو... موسیقی کردی به موسیقی و ترانههای مردم کردیزبان گفته میشود.
یک پژوهشگر موسیقی کردی براین باور است که انگیزش پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ زبان ادبیات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پیشنیه کردها بوده است. موسیقی هاموید (فولکلور) کردی از سه بخش افسانهها، حکایتها و داستانها تشکیل شده است.
افسانه ها
پیدایش موسیقی کردی مثل اکثر قومها و ملتهای دیگر از افسانههای کردی شروع شد که در این قسمت، افسانهها در قالب ترانههای کردی گفته میشوند و این ترانهها در فرهنگ کردی به ترانههای دیوانی تقسیم میشوند و بیشتر محتوای آنها همان افسانههای کردی است، که شکل حماسی دارند.
اولین طلیعههای هنر کردی از بار ادبی و هنر موسیقی حماسههای کردی بودند که مشهورترین کسی که به این نوع موسیقی پرداخته «کاویس آغا» بود که ترانههای وی همان حماسههایی هستند که از گذشتگان بر جای مانده است. افسانه های زیادی در زبان کردی موجود است که اگر فیلمسازان حرفه ای به آن توجه نمایند و می تواند سوژه های بسیار جالبی را از آن ساخت مانند : زارا عشق چوپان
حکایتها و داستان ها
نوع دیگری از موسیقی فولکولور کردی مربوط به حکایتها و داستانهایی میشود که ترانههای داستانی نیز به دو بخش قهرمانی و دلدادگی قابل تقسیم هستند.
در ترانههای قهرمانی به دلاوریها و مبارزه طلبیهای یک قهرمان پرداخته میشود و در ترانههای دلدادگی جنبههای رمانتیک و عاشقانه بین دو شخص بیان میشود که از این میان، ترانه «زنبیلفروش» که جنبه عرفانی دارد و ترانههای "آس و حسن" و "خج و سیامند" که سرگذشت دو دلداده را بیان میکند، از معروفترین آثار در این بخش هستند.
در بخش دیگر موسیقی کردی، کردهای «سورانی» برای خود نوع ویژهای از موسیقی دارند که به آنها «گورانی» میگویند که این نوع ترانهها در میان کردهای اطرف شهرستان ارومیه و کردهای ترکیه (شمال) «لاوژه» گفته میشود و این نوع گورانیها ریتمی به نام «قهتار» دارند که پژوهشگران براین باورند ریشه این واژه از واژه زرتشتی «گاتا» گرفتهشده که در اوایل، مربوط به یک سری نیایشها و مراسم مذهبی بوده است.
دومین نوع این موسیقی «هوره» نام دارد که در ابتدا ترانههای ویژهای در حمد و نیایش «اهورامزدا» بود و این واژه نیز ریشه زرتشتی دارد که برای نیایشهای مذهبی آن زمان کردها که زرتشتی بودند، سروده شدهاند.
در مراسم ترحیم هنگامی که فردی برای مردم آن منطقه دارای اهمیت فوقالعادهای بوده، فوت میکند، کردها از یک نوع موسیقی که با مرثیهسرایی و مرثیهخوانی شباهت دارد به صورت ترانه و با تعریف ویژگیهای آن شخص برای او زاری میکنند.
در آیینهای زادروز محمد، کردها یک نوع ویژه از موسیقی را اجرا میکنند که به آن «مولودی» میگویند. البته مولودیخوانی در بیشتر جوامع مسلمان رواج دارد. اولین مولودنامه در وصف و ستایش محمد را «ملاباتدیی» صوفی و عارف مشهور نوشت که بعدا مرسوم شد که در زمان عید مولود از سرودههای وی در مولودی خوانی استفاده کنند. اصیلترین سازهای استفاده شده در موسیقی کردی «سرنا» و «دهل» هستند و بعدا سازهایی که وارد این نوع موسیقی شدهاند مانند «دف» و «تنبور» دارای اهمیت ویژهای شدهاند. برای اطلاعات بیشتر میتوانید به میژوی ئه ده بی کوردی علاالدین سجادی و پژوهشی در فولکلور کردی مراجعه کنید.موسیقی کردی تا حدودی نمادی از شادیهاو غم و اندوه بعد ازپایان هر جنگ است.
هنرمندان نامدار کرد در عرصه موسیقی
حسن زیرک
سید محمد صفایی منش
سید علی اصغر کردستانی
احمد کایا
محسون قرمزی گول
مرضیه فریقی
مظهر خالقی
شوان پرور
ماملی
جوان هاجو
ذکریا (زهکهریا)
زیاد اسعد
چوپی فتاح
عادل هورامی
قاله مهری
اردلان
طاهر توفیق
شهرام ناظری
سید خلیل عالی نژاد
شهریبان کردی
گلستان پرور
کاوه
روتیندا
کازو
شاکرو
طاهرو
کراپت خاچو
گولیزر جاسم
سرحد
طاهر خلیلی
جمال مفتی
بهجت یحیی
علی مردان
عدنان کریم
دیار قره داغی
دلشاد
انور قره داغی
برهان چاچان
عزت یلدز هان
عایشان
علیشان
زوزان
بشیر کایا
خلیل غمگین
بنگین
محمد شخو
هوی
ژاله
بصر شاهین
روژین
بدرالدین جوشکون
ارام تیکران
حسن شامو
محمد عارف جزراوی
ایاز زاخویی
کریم کابان
جمشید عندلیبی
کیومرث پورناظری
بیژن کامکار
قشنک کامکار
اردلان کامکار
اردوان کامکار
ارسلان کامکار
حکیم سفقان
سعید خان
دلوان
کوما چار نوا
شوان پرور
ناصر رزازی
نجم الدین غلامی
لیلا فریقی
هردی
اراز
کمال حسن
کاووس آغا
بلقیس
عزت التن نشه
اسماعیل شرفی
حسن ضیافتی
عوسمانه سور
شهین طالبانی . محمدرضا شجریان کیومرث پورناظری رشو جانه آزاد عین الدین عادل هورامی عزیز شاهرخ فتانه ولیدی قادر الیاسی حشمت الله لرنژاد حسین صفامنش سیروس امامی حمید حمیدی رضا لرستانی سید جلال الدین محمدیان میکائیل
قال دایره
حسن ضیافتی از خوانندکان نسل جدید می باشد / او متولد سال 1353 در شهر بوکان می باشد وتا کنون چندین کنسرت موسیقی را در شهرهای بوکان ،تهران، سنندج، بانه و... برگزار کرده است . ایشان تاکنون دو آلبوم موسیقی را در کردستان ایران وکردستان عراق عرضه کرده است وبه صورت زنده در کانالهای kurd sut ,kurdistanTV اجرای پخش مستقیم را داشته اند. ایشان اکنون در شهر بوکان زندگی می کنند.
قاله دایره یکی از هنرمندان دف زن در کردستان ایران می باشد که در شهر بوکان زندگی می کند او هم اکنون حدود 55 سال داشته ودر مراسمهای عروسی در شهر بوکان دف زنی می نماید.
برگرفته از:www.kurdiiran.blogfa.com
یکشنبه 08 بهمن 1391 :: 22:53 :: نويسنده : samaneh
نامهای پسران
ئا
ئاراز (آراز: اَرَس)
ئاسو (افق)
ئاسوس
ئاکار
ئاکام (عاقبت، سرانجام)
ئاکو (قلهٔ کوه)
ئاگرین (آتشین، نام یک کوهستان)
ئالان بلند، با حرمت، سخن دلنشین (نام کوهستانی در کردستان)
ئاوات (امید)
ئارتین ( شعله و گرمای آتش)
ئارمین ( منسوب به آرام-پسر کیقباد)
ئازا ( دلاور، همریشه با آزاد)
ئەگید ( دلاور، اصل این واژه ترکی است)
ئەلەند ( تیغ آفتاب، نخستین پرتو بامدادی خورشید)
ئەردەلان ( اردلان)
ئەردەوان ( اردوان)
ئەژدەر ( اژدر)
ئەویندار ( عاشق)
ئاهورا
آ
آرشین
آمیار
آوات
افران
اورامان
ب
بریار (عهد و پیمان)
باگرو ( تندباد)
باهوز ( گردباد)
بەلین ( پیمان)
بەهیز ( نیرومند)
بەرزان ( بلندپایه)
بەرهەم ( ثمرە)
بەتین ( آتشین)
بهنوش (گوارا، بهترین نوش دارو)
بلیسه ( شعله، اخگر)
بلیمەت ( دلاور)
بروسک ( جرقه)
بروا ( ایمان)
بریار ( تصمیم)
بوران ( بوران)
پ
پارسیا (اهالی پارس)
پەژار (افسردەدل)
پەشیو (هراسان و افسردەدل «همریشه با پژمان»)
پشتیوان (پشتیبان)
پشکو (شکوفە)
پیشەنگ
خ
خوشناو (نامدار،نیک نام)
د
داژیار (روزی ،قدرت)
داوین (دامنه کوه)
دالاهو (برگرفته از کوهی در کرمانشاه)
دانیار ( بخشندە)
دارا
دەرسیم (برگرفته از منطقه درسیم در ترکیه)
دیار (دیار، پیدا)
دیاری
دیلمان(برگرفته از سرزمینی که مابین گیلان و مازندران قرار دارد)
دیمەن (چشمانداز)
ر
راژور (جایی بالا،حاکم)
روژیار (آفتاب،زمانه)
روژمان (اندیشه نورانی،مانند روز)
روژهات (روزها)
راژان
راویژ(تدبیر)
روژند(نور خورشید)
رامان (در شگفت )
ریبوار (رهگذر)
ریوان (رهگذر)
ریباز (راه و شیوه)
ریناس (رهشناس)
ریبین (رهشناس، دورنگر، راهبین، دوراندیش، آینده نگر)
ریبین (دورنگر، راهبین)
ریکەوت (کردی)
ریزان (وارد، ماهر)
رزگار (رستگار، آزاد)
روژان
ز
زاگروس (زاگرس اصل این واژه یونانی است.)
زال (حکمران، چیره)
زانا (دانا)
زانیار (دانشور)
زمناکو (نام کوهستانی در کردستان)
زیلان (کردی)
زوران (تلاش، کشتی)
زوراب (کردی)
زریان (نام یک نوع باد)
زیبار
زەردەشت
ژ
ژیار (زندگی شهرنشینی)
ژیکان (قطره ی باران)
ژیوار (زندگی)
ژاوەرو (ژاورود)
ژوان (گفتگوی عاشقانە)
ژیر (هوشمند، همریشه با واژه «زیرک»)
ژیلەمو (اخگر)
ژیوار (تمدن)
ژیوان(نگهبان زندگی)
ژیهات (کاردان، ماهر)
ژیهات (شایسته،لایق)
س
ساکو (کوه بدون گیاه،ساده و بی آلایش)
سایمان (مانند سایه)
سوران (نام یکی از منطقه های وسیع کردستان همچنین با اضافه شدن+ی=سورانی ؛نام یکی از لهجه های معروف در کردی)
سیپان (بلندی مانع باد، نام دوکوه در کردستان)
سارو
ساکار (پاک و ساده)
ساکو
سامال
سه یوان(کوهی در ایلام)
سامرەند
سەردار (سردار)
سەنگاو
سەرکەوت (پیروز)
سەرکو
سیامه ند
سیروان (نام رودی در منطقه هورامان تخت - کردستان)
سوران (نام نوعی لهجه ی مادری کردی سورانی - کرد سوران)
سردشت (به مکانی رویایی گفته میشود همانند بهشت سرسبز،نام شهری کردنشین در آذربایجان غربی)
سیوان (سایبان،چادر)
سیروان
ش
شالیار (همدم شاه )
شاهو
شیروان
شمِال
شیرکو
شورش
شیوان
شوان
شڤان
ک
کاویار (مراد،آرزو)
کژوان (کوهنورد)
م
ماردین (نام یکی از شهرهای کردستان ترکیه)
ماژان (بزرگان،همچنین مکانی در شهرستان بیرجند)
میدیا(سرزمین ماد که محل تولد زرتشت است )
ن
نیهاد (نهاد،هدف و مسیری)
و
وانیار (باسواد)
وارو (رهگذر)
ه
هژار (بینوا،فقیر،تنگ دست)
هژیان (ارزنده،شایان ارزش)
هیرش (یورش،هجوم و حمله)
هیژا (گرامی)
هیمن (آرام)
هیوا (امید)
هاوری ( همراه)
هاوراز (همراز)
هەلمەت (هجوم ناگهانی، دگرگونشده واژه عربی حَملة)
هەژار (ندار و فقیر)
هیمن (متین،نجیب)
هەلکەوت (فراز-رونده، چیره)
هەلگورد
هەلو (آله، عقاب)
هەردی
هەورام (برگرفته از اورامانی، نام مردمی از سرزمین دیلمان که به غرب ایران مهاجرت نمودەاند)
هەوراز ( فراز و نشیب)
هیژا ( گرامی، محترم)
هیرش (یورش)
هیوا ( امید)
هوزان (آوازەخوان)
هومەر
هیدی (آرام،ساکت)
هەندرین ( نام کوهستانی در کردستان)
هوگر ( علاقەمند)
یکشنبه 08 بهمن 1391 :: 22:30 :: نويسنده : samaneh
|